السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

23

تفسير الميزان ( فارسي )

هستند براى موصوفشان و يا اينكه ثبوتشان به اراده ازليه است و به هيچ وجه قابل تخلف نيست ، و يا اينكه به اكتساب و عمل حاصل مىشود ، آيه شريفه از آن ساكت است و بر هيچ يك از آنها دلالتى ندارد ، چيزى كه هست قرار داشتن آن در سياق دعوت به ايمان و عمل صالح و تحريك به اينكه در ميان اطاعت و معصيت ، اطاعت را اختيار كنيد ، دلالت مىكند بر اينكه ايمان و عمل صالح در حصول سعادت مؤثر است و راه رسيدن به آن آسان است هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه » « 1 » . اين را بدين جهت گفتيم تا وجه فساد استفاده اى كه بعضى از مفسرين از جمله مورد بحث كرده‌اند روشن شود . وى ( فخر رازى ) از آيه چنين استفاده كرده كه : سعادت و شقاوت از حكم خداست ، و لازم لا ينفك آدمى است . و در تفسير خود در ذيل اين آيه گفته است : بدانكه خداى تعالى در اين آيه حكم كرده است در باره بعضى از اهل قيامت به سعادت و در باره بعضى ديگر به شقاوت . و كسى كه خداوند در باره اش حكمى بكند و بداند كه او محكوم به آن حكم است ممكن نيست غير آن بشود ، مثلا اگر حكم كرده به اينكه فلانى سعيد است ، و علم به سعادت او داشته باشد محال است كه او شقى شود ، زيرا اگر شقى شود لازم مىآيد كه خدا دروغ گفته باشد و علمش جهل گردد ، و اين محال است . پس به همين دليل ثابت مىشود كه هيچ سعيدى شقى نمىشود و هيچ شقيى سعيد نمىگردد . آن گاه گفته است : از عمر هم روايت شده كه گفته : وقتى آيه * ( « فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ » ) * نازل شد من به رسول خدا ( ص ) عرض كردم اگر چنين است پس ما براى رسيدن به چه چيزى عمل مىكنيم ؟ براى رسيدن به چيزى كه كارش گذشته ، يا براى چيزى كه هنوز حتمى نگرديده ؟ فرمود : اى عمر براى رسيدن به سرنوشتى عمل مىكنيم كه حتمى شده و قلم قضا بر آن رفته ، و قدر مقدرش كرده ، و ليكن براى هر كسى ميسر است كه برسد به آنچه كه براى آن خلق شده . آن گاه اضافه كرده كه معتزله مىگويند : از حسن روايت شده كه گفته است معناى جمله مورد بحث اين است كه يك دسته شقيند به عملشان و يك دسته سعيدند به عملشان . و ليكن ما نمىتوانيم به خاطر اين گونه روايات از دليل قاطع خود دست برداريم علاوه بر اينكه شقى بودن شقى به خاطر عملش و سعيد بودن سعيد به خاطر عملش با مذهب ما منافاتى ندارد ، زيرا مىگوييم عمل زشت شقى و عمل نيك سعيد هم به قضاء و قدر خداست ، پس دليل

--> ( 1 ) پس آن گاه راه را آسان كرد . سوره عبس ، آيه 20